سلام گرم عاشقانه ام را كه از ناودان بلند احساس و در غالب كلامي از جنس ياس بر دفتر ابي جاريست به همه پروانه صفت هاي اين گيتي بي انتها تقديم ميكنم سارا دوستت دارم


Sands SkyPark

پارک آسمانی و ترسناک ترین استخر جهان در سنگاپور 

مجتمع پارک شنی آسمانی Sands SkyPark به مساحت 12 هزار و چهارصد مترمربع دارای 250 نوع مختلف درخت و 650 نوع گیاه که یکی از گرانترین کازینوهای جهان را در خود جای داده است 24 ژوئن در سنگاپور گشایش یافت. این پارک برای پذیرش 4 هزار نفر گنجایش داشته و در ارتفاع 200 متری بر بام سه برج 55 طبقه هتل – آسمان خراش Marina Bay Sands قرار گرفته و این سه برج را بهم متصل می کند ضمن اینکه ترسناک ترین استخر جهان نیز در آن قرار دارد که در بالای طبقه ۵۵ است و نمای شهر به زیباترین حالت در حال شنا قابل مشاهده است.
مساحت این پارک برابر با مساحت سه زمین فوتبال است و استخری به طول 152 متر را در خود جای داده که بزرگترین و ترسناک ترین استخر روباز جهان در چنین ارتفاعی است. طول این استخر ۱۵۲ متر است و همانطور که در تصاویر می بینید دارای لبه نیست و اگر شما به کناره ها بروید به جای اینکه به پایین سقوط کنید به درون یک حوضچه می افتید که دور تا دور این استخر را فرا گرفته و نقش دیگر آن پمپ کردن آبی است که از کناره های استخر به پایین می ریزد و برگرداندن دوباره آن به داخل استخر است. این پارک توسط Moshe Sadie طراحی شده. هزینه ساخت این مجتمع بمبلغ 8 میلیارد دلار توسط سرمایه گذاران تامین شده است و سرمایه گذار اصلی آن، شرکت Las Vegas Sands آمریکاست.





نویسنده : مهدی , سارا ; ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۳



 

 

در سال 1264 قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند.. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله می‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که برای نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.
میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌کنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند.

 





نویسنده : مهدی , سارا ; ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٦



در این مقاله پنج توصیه فوق العاده برای آغاز یک روز با نشاط را به شما پیشنهاد می دهیم.


* قبل از اینکه از رختخواب خود بلند شوید به شما توصیه می کنیم:
هنگامی که چشمانتان را باز می کنید،و همان در رختخواب که هستید حرکات کششی انجام دهید،حرکاتی مانند حرکات گربه بر روی دو زانوی خود بنشینید و به سمت جلو خود را بکشید سر خود را بین دو دوست خود قرار دهید،و مدتی در این حالت بمانید.


* قبل از اینکه صبحانه تان را میل کنید توصیه می کنیم که یک لیوان آب بنوشید.
زیرا شما بعد از هفت یا هشت ساعت که از خواب بیدار می شوید بهتر است اولین ماده ای خوراکی که می نوشید آب باشد زیرا با نوشیدن آب سمومی که در بدن شما در طول یک شبانه روز ساخته شده است و طی فعل و انفعالات بدن به وجود آمده اند و اکنون در نقاطی از بدن شما جمع شده اند را با نوشیدن آب دفع می کنید.

* صبحانه بخورید :
صبحانه ای که دارای ارزش غذایی پروتئنی باشد.بهتر است صبحانه ای را داشته باشید که دارای موادی مانند گندم باشد.


* خون تان را به جوشش و حرکت در بیاورید:
این جمله بدین معنی می باشد که با صبحانه ی خود یک فنجان قهو بنوشید،قهوه علاوه بر ارزشی که گفته شد باعث می شود که شما در طول روز آرامش بیشتری به اعصاب خود داشته باشید.کمی نرمش و ورزش نیز انجام دهید البته قبل از خوردن صبحانه !!


* به دومین فنجان قهوه نه بگوید
زیرا تنها یک فنجان قهوه می تواند مفید باشد اما فنجان دوم دیگر اهمیتی ندارد.بهتر است فنجان دوم قهوه تان را هنگامی که از فعالیت بیرون به منزل برگشتید میل کنید.

 





نویسنده : مهدی , سارا ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٢



 

فرگون زیباترین زن زمانه خویش بود و همسر ملک شاه . در مجلسی زنانه ، زنی از خاندان نزدیک همسرش گفت فرگون خانم ! شنیده ایم هیچ خدمتکار ایرانی به کاخ خویش راه نمی دهی ؟
بانوی اول ایران پاسخ داد : ایرانی خدمتکار نمی شناسم !
آن زن سماجت کرد و گفت : چطور ؟ اعتماد نمی کنید ؟ !
فرگون زیبا گفت : من نیازی به کمک دیگران ندارم هم نژادانم را هم برتر از آن می دانم که آنها را به خدمت بگیرم . زنان رومی و چینی و یونانی را هم که می بینید پیشکش سرزمین های دیگرند به پادشاه ایران و من تنها مواظب آنانم تا آسیب بیشتری به آنها نرسد .
زن دیگری می پرسد : مگر پیشتر چه آسیبی دیده اند ؟
فرگون زیبا می گوید دوری ! دوری از شهر و دیار شان ! این بزرگترین آسیب است .
آن زن دست به گیسوی فرگون می کشد و می گوید حالا می فهمم برای چه همه تو را دوست دارند . به گفته دانای ایرانی (( ارد بزرگ )) : نامداران ماندگار آنانی اند که سرشتی نیکو و دلی سرشار از مهر دارند .






نویسنده : مهدی , سارا ; ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٦



1 – در بین اعضای خانواده جمله " به من چه " یا " به تو چه " رد و بدل نمی شود، چرا که اعضاء، به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.

2 – افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی های ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.

3 – تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. آنها، همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

4 – با هم اتحاد دارند ؛ در مسائل مختلف با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون اینکه کسی بفهمد، حل کنند.

5 – به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده، به آن احترام گذاشته و رعایـت می کنند.

6 – نسبت به هم شرم مذموم ندارند ؛ یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می کنند.

7 – به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

8 – نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می کنند، اگر چنانچه مشکلی به وجود آید سعی وافر در حل مشکل دارند.

9 –بیشتر اوقات، لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند، مرور می کنند . دنبال خاطرات تلخ نیستند . دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.

10 – برای فامیل و همسایه های خود، اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یکدیگرند.

11 – از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از همدیگر پنهان نمی کنند، صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

12 – برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم کنند.

13 – افراد، به هم افقی نگاه می کنند نه عمودی ؛ یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیکتاتوری، زور و قدرت طلبی حاکم نیست.

14 – همه اعضای خانواده احساس برنده بودن، موفق بودن و امید داشتن می کنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.

15 – در کنار هم، احساس امنیت و آرامش می کنند نه ترس، اضطراب، تنش و یا درگیری.

16 – علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را نسبت به هم ابراز می کنند، هم در رفتار و هم در گفتار.

17 – از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند. توقعی مناسب و در حد توان از همدیگر دارند.

18 – اگر مشکلی پیش آید به راه حل فکر می کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشکل می زنند، و راه حل منطقی ارائه می دهند.

19 – مرد، پیوسته به این مسئله می اندیشد که چه کنم تا همسرم خوشحال باشد و راضی به زندگی باشد، و زن می اندیشد که چه کنم تا شوهرم راحت بوده و خوشحال باشد.

20 – زن و شوهر، به خاطر همدیگر زندگی می کنند ؛ اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

21 – زن و مرد، می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

22 – با درخواست های یکدیگر برخورد مثبت و منطقی دارند.

23 – زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، آنها رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی دهند.

24 – خانواده های خوشبخت، تلاش دارند که بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

 





نویسنده : مهدی , سارا ; ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٦




▪ برای همدیگر وقت صرف می‌کنیم‌.

▪ به همه می‌گویم که دوستش دارم‌.

▪ برای قدردانی از محبت‌هایش‌، نامهٔ عاشقانه‌ای برایش می‌نویسم‌.

▪ در جمع از او تعریف می‌کنم‌.

▪ وقتی غمگین است سعی می‌کنم ناراحتی‌اش را بفهمم و او را درک کنم‌.

▪ همیشه در اتفاقات خوب و مهم زندگی او را سهیم می‌کنم قبل از این که دیگران چیزی بدانند.

▪ در همه مراحل زندگی باهم برنامه ریزی می‌کنیم‌.

▪ همواره مراقبش هستم و به نیازهایش توجه خاصی نشان می‌دهم‌.

▪ آرامش را در همه حال حفظ می‌کنم‌.

▪ باورهایم را نسبت به او همواره حفظ می‌کنم‌.

▪ پس از به پایان رسیدن روزهای پرتحرک‌، شب‌ها همه چیز را برایش تعریف می‌کنم‌.

▪ اولین کسی هستم که تولدش را تبریک می‌گویم‌.

▪ به کارهایی که برایم انجام می‌دهد توجه می‌کنم و قدردان محبت‌های او هستم‌.

▪ ازدواجمان را از موهبت‌های الهی می‌دانم‌.

▪ برای سلامتی‌اش صدقه می‌دهم‌.

▪ در یک مکان یادداشتی محبت‌آمیز برایش پنهان می‌کنم و او را راهنمایی می‌کنم تا پیدایش کند.

▪ در همه لحظات زندگی با گذشت رفتار می‌کنم‌.

▪ سعی می‌کنم که همیشه سرزنده و شوخ طبع باشم‌.

▪ کارهایی که نشان دهندهٔ محبتم نسبت به اوست برایش انجام می‌دهم‌.

▪ هرگاه از او خیلی عصبانی هستم به نکات مثبتش هم فکر می‌کنم‌.

▪ اگر احساس کنم از وسایل شخصی‌اش چیزی کم دارد ولی خودش نمی‌خرد، حتماً برایش تهیه می‌کنم‌.

▪ همه هدایایی را که به من داده است‌، از صمیم قلب دوست دارم‌.

▪ همیشه دل آرام یکدیگر هستیم‌- راه زندگی ...





نویسنده : مهدی , سارا ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٦



 

                   

عصر ساسانی را می توان از درخشانترین دوران تاریخ ایران در بسیاری از موارد برشمرد. در هنگام فرمانروایی ساسانیان، زن ایرانی از ارج و پایداشت والایی برخوردار بود؛ حال آن که دقیقاٌ در همان زمان اگر در جوامع عربی به مردی خبر می رسید که همسرش دختر به دنیا آورده، او مرگ را به شنیدن ننگ این خبر ترجیح می داد!!! اعراب بلافاصله پس از دنیا آمدن نوزادی از جنس دختر و زن، نوزاد کوچک را زنده زنده به خاک می سپاردند (اصطلاحاً زنده به گور می کردند) تا بمیرد. تصور این وضع اسفناک که نوزادی زیر تلّی از خاک مدفون شده و آن زیر از نبود اکسیژن، خفه شده و بمیرد لرزه بر اندام هر کسی می اندازد. اما آن پدران عرب(!!) این گمان را به خود راه نمی دادند که اگر قرار است دختر و زن را زنده به گور کنند، پس خودشان از چه جنسی زاده شده اند؟؟!!خودشان همسر چه جنسی هستند؟! و بسیاری دیگر...

البته سال ها بعد، و با آمدن پیامبر اسلام(ص) و آموزه های دینی ایشان، این آیین های خرافاتی و وحشتناک کنار گذاشته شد.


{وَ اِذَا المَووُودَةُ سُئِلَت} {بِاَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت} : "و هنگامی که از دختران زنده به گور شده باز پرسند، که (آن بی گناهان) به چه جرم و گناه کشته شدند؟!" (قرآن کریم، سوره "تکویر"، آیات "8" و "9").

البته سال ها پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، دوباره ارزش زن در جوامع عربی پایین آمده و نه به حد پیشین، اما باز هم نسبت به دوران پیامبر(ص) در حد اسفناکی قرار گرفت.

بگذریم. قصد داشتم تا درباره ارج و پایداشت مقام زن در عصر ساسانی بنویسم.
در ایران، تحصیل و کار برای زنان آزاد بوده است. «گردیه»، خواهر «بهرام چوبین» به سپه سالاری و نیز فرمانروایی قلمرو "ری" رسید. دو بانو (آزرمدخت) و (پوراندخت) بر تخت شاهنشاهی ایران زمین نشستند؛ همچنین «شیرین» نیز پس از مادرش «مهین بانو»، مدتی بر تخت پادشاهی ارمنستان که از ایالات وابسته به ایران بود، تکیه زده بود تا زمانی که با پادشاه ایران ازدواج کرد. در داستان های تاریخی، بارها می بینیم که شاه ساسانی به گونه ای ناشناس در خانه چوپان یا کشاورز مهمان بوده و از میان همین مردم، دختری به زنی گرفته و بعدها فرزندی که از همان دختر چوپان یا کشاورز به دنیا آمده بود، به پادشاهی ایران برگزیده می شد. "قباد" با دختر یکی از دهقانان اهواز ازدواج کرده و انوشیروان زاده می شود.

«سعیدی سیرجانی» در کتاب «سیمای دو زن»، هنگام سنجش میان دو زن ایرانی و عرب (شیرین-لیلی) می نویسد: در دیار «شیرین» منعی بر مصاحبت و معاشرت مرد و زن نیست. پسران و دختران با هم می نشینند، با هم به گردش و شکار می روند، و با هم در جشن ها ومهمانی ها شرکت می کنند. و عجبا که در عین آزادی معاشرت، "شخصیت دختران، پاسدار عفاف ایشان است" که به جای ترس از پدر و بیم بدگویان، محتسبی در درون خود دارند و حرمتی برای خویشتن قایلند. دخترها، مادران و پیران خانواده را مشاوران نیک اندیش خویشتن می دانند، و هشداری دوستانه چنان در دل و جانشان اثر می کند که وسوسه های شهزاده جوان عشرت طلبی چون خسروپرویز هم نمی تواند در حصار پولادین عصمتشان رخنه کند.

در سرتاسر داستان خسرو و شیرین، بیتی و اشاره ای به چشم نمی خورد که انسان خیرخواه مصلحت اندیشی از عمل نامعقول شیرین انتقادی کرده باشد. در دیار شیرین مردم چنان گرم کار خویشتن اند و مشاغل روزانه، که نه از ورود نامنتظره ولیعهد پادشاه ایران به سرزمین خود با خبر می شوند و نه پروای سرگذشت عشق شیرین و خسرو را دارند.

دختری سرشناس و زیبا، یکه و تنها بر پشت اسب می نشیند و بی هیچ ملازم و پاسداری از مرکزارمنستان تا قلب تیسفون می تازد و وقتی که محروم از دیدار یار نادیده به دیار خود برمی گردد، یک نفر هم در سرتاسر مملکتش پیدا نمی شود تا بپرسد چرا رفتی و کجا رفتی؟! دنیای شیرین، دنیای گشاده ی بی پروایی هاست، دنیایی است که جزییاتش با یکدیگر هماهنگی دارد.

شیرین دست پرورده ی زنی است که سترگی از مردان بیشتر دارد؛ دختری ورزشکار، نشاط طلب و طبیعت دوستی است که بر اسب گردش زمانه و اندیشه و رفتار برمی نشیند و با جماعتی از دختران هم سن و سال خویش، هر یک با فنون سوارکاری و جنگ آوری و دفاع از خویش چنان آشنایی دارند که در معرکه مبارزه کنند.تقاضا دارم که داستان خسرو و شیرین را جدای از آن چه در این وبلاگ خوانده اید، در داستان خسرو و شیرین نظامی نیز بخوانید و بخشی که خسرو در جنگل و کنار رودخانه شیرین را می بیند را با داستان لیلی و بخشی که در کویر و در دیار لیلی اتفاق می افتد مقایسه کنید. شاید اکنون هم متوجه منظور من شده باشید!

در عصر ساسانی و در اعصار پیش از آن نیز دختر می توانست به پدر و یا قیم خود اظهار دارد که از قبول ازدواج پیشنهادی او خودداری خواهد کرد، و پدر نیز ناگزیر از قبول سخن وی می گردید. بدین ترتیب، پدر مجاز نبوده است که دختر خود را به ازدواج مجبور کند و یا حتی هنگام اجتناب دختر خود از ازدواج، نمی توانسته است او را از ارث محروم سازد و یا به وسیله دیگری او را کیفر دهد. در مورد این گونه مسایل، مردم عصر ساسانی، کم تعصب و دارای سعه‌ی صدر و افق نظر و بینشی بلند بوده اند.

زن، می توانسته است در دادگاه به نفع خود اقامه دعوی کند. در موارد متعددی گزارش شده است که شوهری حق تصرف در قسمت معینی از اموال خانوادگی و یا بهای آن را صریحاً به زن خود واگذار کرده است. در یک مورد جالب دیگر می خوانیم که مردی با دو زن قراردادی می بندد که یک شرکت سهامی تجارتی تشکیل دهند و در این شرکت هر یک از سه طرف دارای حقوق برابر باشند به استثنای حق فسخ قرارداد که از برای مرد باقی می ماند. می توان ملاحظه نمود که زن در شاهنشاهی ساسانی، به راستی راه تعالی و استقلال حقوقی خود را می پیموده و نیز بخش بزرگی از این راه را در پشت سر داشته است.

زنان نیمی از کشور را تشکیل می دهند و جامعه آن زمان به خوبی می دانست که کشوری سریعا به اوج خواهد رسید که از تمامی جمعیت و ظرفیت خود برای پیشرفت استفاده کند. بنابراین اگر زنان را کنار می گذاشت، یعنی 50درصد جمعیت خود را برای پیشرفت به کار نگرفته و تنها قصد استفاده از 50درصد ظرفیت خود را داشت. حال از این 50درصد باقیمانده مشخصاً چندین درصدشان برای پیشرفت تلاش نمی کردند، و فقط درصد اندکی باقی می ماند. بنابراین زن ها ارزشی والا در جامعه ایرانی داشتند (دارند).





نویسنده : مهدی , سارا ; ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٤



u ازدواج و خانواده


توصیه‌های تربیتی به مردها در منزل

۱) در مقابل همسر خویش ، گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنید.

۲) هدیه دادن مهر و محبت را زیاد می کند ؛ به مناسبت های مختلف برای همسر خود هدیه ای هرچند کوچک خریداری و با چهره ای شاد و خندان به او تقدیم کنید.

۳) چنانچه کمبودی در منزل مشاهده می شود ، باکمال محبت و خوشرویی تذکر دهید.

۴) در حضور همسر خود ، به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید و توانایی های آنها را به رخ وی نکشید.

۵) به بستگان همسر خود مانند : پدر و مادر و سایراقوام وی احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه خود قبل از همسر خود اقدام کنید.

۶) هیچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگیری نکنید و در معاشرت و دید و بازدید با بستگان وی پیشقدم باشید.

۷) با بستگان خود نزد همسرتان درگوشی و نجوا نکنید.

۸ ) هیچ گاه همسر خود را به ویژه نزد بستگانش تحقیر نکنید؛ توهین و بی احترامی به همسر از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی می کاهد.

۹) هیچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفی نکنید. سعی کنید " من " و " تو " در زندگی زناشویی نباشد کلمه " ما " زندگی را گرم و لذتبخش می کند.

۱۰) وقتی که همسر شما عصبانی است او را با مهر و محبتآرام کنید.

۱۱) برای رفتن به مهمانی و گردش سعی کنید همراه فرزندان و همسر خود باشید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت کار و خستگی رد نکنید.

۱۲) امتیازات اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و ... فامیل خود را در صورتی که باهمسر شما فاصله اجتماعی و طبقاتی دارند مطرح نکنید.

۱۳) کارهای همسر خود ، هرچند کوچک را تحسین کنید. تمجید و ستایش زن به علت روح لطیف و مهربانی که دارد کلید کامیابی در زندگی زناشویی است.

۱۴) در قبال همسر خود ، در امور مختلف قدرت نمایی نکنید.

۱۵) زحمات و هزینه هایی را که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود صرف می کنید ، هیچ گاه بر زبان نیاورید.

۱۶) همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید و وی را از دستیابی به شادی ها محروم نسازید.

۱۷) شادی و خنده های خود را در محل کار خود جا نگذارید و فراموش نکنید که همسر شما درخانه هم نیازمند شادی و خنده های شماست.

۱۸) کمک کردن در انجام کارهای منزل را فراموش نکنید و بدانید همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته می شوید ، زن هم درمنزل از کارهای منزل خسته می شود و نیازمند مساعدت و قدردانی است.





نویسنده : مهدی , سارا ; ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢٤